پارت ۴

پارت ۴

ویو ات :
داشتم با لنا دنبال لباس میگشتم که دیدم لنا نیست ...
ات : لنا .... لنااا .... لنااا ...
انقد ریزه حتی نمیتونستم با چشمام دنبالش
کنم
به بچه ها گفتم بیان پیداش کنیم
نزدیک ۴ ساعت داشتیم دنبال لنا میگشتیم
که از بلند گو گفتن
پیدا شده
بد دو رفتم سمت پلیسا و بدون توجه به اینکه چه کسی اونجا باشه رفتم سمت لنا داشت گریه میکرد ...
ات : پرنسسم ... حالت ... خ...خوبه ؟
جاییت درد نمیکنه ..؟
بریم دکتر ؟
ات داشت نفس نفس میزد ...
لنا : اتی جوننننممم ....
هققق ... هققق
اونا منو بردن ......هققق
ات: کیا ؟ فقط یه اسم بهم بگو ... جهنمی براش میسازم که خدا از روش کپی کنه
فقط اسم بگو .. کی بود قیافش چطور بود ...
پ = پلیس
پ : ار .. ات شی مجرم اونجاست
ات : کو کجاست ؟
م = مجرم
ات : مرتیکه عوضی داشتی چیکار میکردی با خواهرم هاااا ؟؟؟
م : خانم اونجور که شما فکر میکنین نیست من فقط ... فقط ..
ات :ها چیه گوهتو بخور دیگه فقط چیی
اصلا ولش کن از خواهرم میپرسم
پرنسسم توضیح بده چیشد ..
م : من من خودم میتونم توضیح بدما
ات : تو خواهرمی نه منم از خواهرم پرسیدم ...
لنا گریه هاش شدت گرفت
ات نمی تونست گریه های لنا رو ببینه به خاطر همین چشماشو بست
ات : بگو پرنسسم میشنوم تو میدونی من نمیتونم اشکات رو ببینم پس بگو
لنا : هههققق اتی هههق اون هق می هق میخواست هق لباسامو هققققققققق هققق هقفقق در هققق
ات عصبانی و حرصی چشماش رو بست
ات : دیگه ادامه نده ...
بیا بغلم پرنسس حالا بگو کی تو رو اورد اینجا؟
لنا : عمو خوشتیپا
ات : عمو خوشتیپااا ؟
کین این عمو خوشتیپا ؟
لنا : به اعضا اشاره کرد و ات وقتی دیدشون دوباره نفس حرصی کشید ولی چون ماریا و کاملیا اونجا نبودن مجور بود این کارو کنه
ات : خب عمو خوشتیپا میشه یه لحظه پرنسس منو بگیرن ؟
ته : اره ... بیا بغل من
ات داد بغل ته
اتی که تا الان هیچ کاری نکرده بود با عصبانیت کامل و قدم های محکم رفت سمت مجرم
ات : تو خجالت نمیکشی با یه بچه ۴ ساله میخواستی این کارو بکنی ؟
مرتیکه ؟؟
م : .....
ات : چیشد تا دو دیقه پیش خوب بلبل زبونی کردی ؟ الان چرا لال شدی ؟؟
خدا میدونه قبل خواهرم به چند نفر تجاوز کردی ..
م : نه .. نه من فقط مست بودم .. همین
ات مستت ... نمیتونی مست نکن تجاوزم نکن مرتیکه
م : اگه اون عوضی کوچولو اینجا نبود
بهتر بود
که یهو لنا اومد مردرو گاز گرفتتت
لنا : عوضی ........ چطور تونستی ها اشغااللل
ات لنا رو کنار زد و گفت بره اونور و
انقدر مجرم رو زد که به غلط کردن افتاد
پ : اربا... چیز ات شی من وقعا متاسفم ...
ات : تو خفه مگه نگفتی امنیت کامله عوضی ؟
پ : خانم منو ببخشید دیگه تکرار نمیشه زانو زد
ات : ایشش شیطونه میگه اخراجت کنم
لنا اخراجش کنم
لنا : نه ابجی ولش کن لطفا
ات : ایش فقط به حاطر خواهرم بلند شو
پ : خانم خیلی ممنونم
ات : باشه دیگه برو .....
لنا : ابجی میشه بریم غذا بخوریم لطفا ؟؟
ات : ایی پرنسس شکموی خودمی
ات بلند شد و از اعضا تشکر کرد ...
ات : خیلی ممنون که خواهرم رو نجات دادین برای جبران اگر وقت دارین میتونین با ما بیای شام ؟ ( گرم گفت ولی لبخند نداشت )
نام : اره ولی من خواهرم ..خواب
دیریرینگ دیریرینگ زنگ تلفن نامی
نام : یه لحظه ببخشید
الو
🗣 سلام ارباب
سلام خواهرم جطوره
🗣 از خواب بیدار شدن شما رو میخوان
باشه باشه بیارش پیشم
خدافظ
نام : خب باشه ولی اشکال نداره خواهرمم بیاد ؟
ات : نه ( گرم )
لنا : عمو خوشتیپه خواهرت چندسالشه ؟
نام : من خواهرم عین تو ۴ سالشه ...
لنا : اخجون قراره دوست جدید پیدا کنم اتی ... ولی نه من یه دوست بیشتر نمیخوام داشته باشم اونم لیاعه
نام : اعع خواهر منم اسمش لیاعه ..
لنا : کیم لیا ؟
نام : اره ..
لنا : واایی اتی لیا داره میاااادددددد هورااا
ات : پرنسسم غذا چی می خواد ؟
لنا : من پیتزا و همبرگر میخوام
ات : پرنسسم دلت درد میگیره ها ..
لنا : نه نمیگیره
عمو خوشتیپا شما چی میخواید ؟
جین : لنا ... من ورلد واید هندسامم
میتونی بهم بگی جین ...
شوگا : ..م...ن..من شوگا ام
یونگی هم میگن
جیهوپ : من جیهوپم میتونی بگین هوبی
جیمین : من جیمینم
ته : من تهیونگم ...
کوک : منم کوکم جونگکوک
نام : من نامجونم
لنا : من گفتم چی میخواید نگفتم ملرفی کنین
اعضا : پوکر ...
ماریا : لنا فکر کنم دوستت اومد
لنا : کو ... کجاست اععع لیااااا
سلااامممم
چطورییی
لیا : لنااا سلام تو اینجا چیکار میکنی ؟؟
لنا : من اومده بودم برای وقتی شما میاین لباس بخرم



خب اینم از پارت جدید
شرط
۱۲ لایک
۷ کامنت
۳ بازنشر
اگه حوصلم شد الان مینویسم
بوووسس بااااااییی 😊💋
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۵ ....لیا : منم همینطورلنا : خب بزار بهت معرفی کنم این ...

پارت ۶ : ته : ای بابا باشه ببخشید جیمین : معذرت خوبه ات : ار...

پارت ۳ :‌ ویو پیش ات اینا : ات : بچه ها لنا دوستشو دوعت کرده...

پارت ۲ ببینید پارتا نرسید و من دارم براتون پارت جدید میزارم ...

فیک عشق دو مافیا پارت ۲۱

پارت ۱۵ات بعد از چند ساعت اومد ...ولی خونه هیچکس بجز لنا نبو...

پارت ۱۰‌رفتن گیم زدن ... ات و ووسوک همش برنده میشدنته : ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط