تکپارت از تهیونگ(وقتی باهم قهرید)
تکپارت از تهیونگ(وقتی باهم قهرید)
ویو کایا:
سلام من کایا هستم ۲۳ سالمه و ۱ ساله که با تهیونگ ازدواج کردم و العان هم باهاش قهرم
(حالا چرا با تهیونگ قهره)(فلش بک به دیروز)
دیروز رفته بودم شرکت تا تهیونگ ببینیم آسانسور رو زدم و رفتم طبقه ۱۴ وقتی در آسانسور باز شد دیدم ی زن تهیونگ رو بغل کرد اون موقعه من خیلی ناراحت شدم و زود اونجارو ترک کردم و از شرکت زدم بیرون توی راه داشتم گریه می کردم می گفتم چرا با من این کارو کرد چی براش کم گذاشتم(توی ذهنش)و رسیدم خونه رو تخت دراز کشیدم و گریه کردن ادامه دادم
ویو تهیونگ:
توی شرکت داشتم کار می کردم که خانم لی(منشی کسی که ته رو بغل کرد)اومد داخل اتاق
لی:آقای تهیونگ من امروز تمام پرونده هارو انجام دادم حالا چیکار کنم
ته:آفرین خب برید ببینید مشکلی توی شرکت هست اونو انجام بدین
لی:باشه..فقط ی چیز میشه نرم افزارو بهم وصل کنید
ته:باشه پس برو تا منم نرم افزارو بیارم اتاقت
لی:چشم
و ته میره اتاق توی اتاق و نرم افزاررو وصل میکنه که ایجا لی از شدت خوشحالی ته رو بغل کرد
(نکته اتاق لی درش باز بود و روبه روی آسانسور بود)
ویو کایا:
سلام من کایا هستم ۲۳ سالمه و ۱ ساله که با تهیونگ ازدواج کردم و العان هم باهاش قهرم
(حالا چرا با تهیونگ قهره)(فلش بک به دیروز)
دیروز رفته بودم شرکت تا تهیونگ ببینیم آسانسور رو زدم و رفتم طبقه ۱۴ وقتی در آسانسور باز شد دیدم ی زن تهیونگ رو بغل کرد اون موقعه من خیلی ناراحت شدم و زود اونجارو ترک کردم و از شرکت زدم بیرون توی راه داشتم گریه می کردم می گفتم چرا با من این کارو کرد چی براش کم گذاشتم(توی ذهنش)و رسیدم خونه رو تخت دراز کشیدم و گریه کردن ادامه دادم
ویو تهیونگ:
توی شرکت داشتم کار می کردم که خانم لی(منشی کسی که ته رو بغل کرد)اومد داخل اتاق
لی:آقای تهیونگ من امروز تمام پرونده هارو انجام دادم حالا چیکار کنم
ته:آفرین خب برید ببینید مشکلی توی شرکت هست اونو انجام بدین
لی:باشه..فقط ی چیز میشه نرم افزارو بهم وصل کنید
ته:باشه پس برو تا منم نرم افزارو بیارم اتاقت
لی:چشم
و ته میره اتاق توی اتاق و نرم افزاررو وصل میکنه که ایجا لی از شدت خوشحالی ته رو بغل کرد
(نکته اتاق لی درش باز بود و روبه روی آسانسور بود)
- ۳۶۶
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط