عاشقانه‌ها ali1122 12622021

دیدگاه ها (۷)

گفت : خیلیا توو این شهر از خفگی مُردن. گفتم : آره، این طرفا ...

کاش...

صِدایَت میکُنم هَرشَبتوهَم اِمشَب صِدایَم کُنتو مَغروریغرُور...

وای از آن لحظه که معشوق به یارش برسددست دلداده به دستان نگار...

به به به به

هواللهم، في هذه الأوقات التي تعج بالخطيئة، أعنّي على السعي إ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط