فدای چشم سیاهت چه کرده ای با من

فدای چشم سیاهت چه کرده ای با من
که از فراق تو دل را نمانده صبر و قرار
اسیر فصل خزانم بیا بهارم باش
که وقت آمدنت میوزد نسیم بهار
مرا نگاه بکن تا دوباره زنده شوم
که چشم توست مسیح و منم به مرگ دچار

#عاشقانه#عاشقانه_ها#دلنوشته#دلنوشته_ها
دیدگاه ها (۱)

اسیر فصل خزانم بیا بهارم باشکه وقت آمدنت می وزد نسیم بهارفدا...

یکبار بیا و با خود بهار را به خانه ام بیاوریکبار بیا و مهمان...

یکبار بیا و با خود بهار را به خانه ام بیاوریکبار بیا و مهمان...

مانند خورشید میتابی و روشنی بخش روزهاییمانند ستاره میدرخشی و...

🍁سردرگمی سوال قشنگی ست بعد تو🍁

از عاشقی دست کشیدم

اشعاری از سعید شیری

سخن از جدایی می گویی و جای خالیت در خاطراتی که معنادارترین ل...

سخن از جدایی می گویی و جای خالیت در خاطراتی که معنادارترین ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط