شب بود..پسرک تصادف کرد..خون زیادی ازش رفته بود..لحظه های

شب بود..پسرک تصادف کرد..خون زیادی ازش رفته بود..لحظه های آخرش بود..گوشیشو برداشت ونوشت:"میای بریم؟"..یکی ارسال کردب رفیقش یکی براعشقش.!..عشقش جواب داد:دیوونه شدی؟این موقع شب؟بگیربخواب بای!..رفیقش جواب داد:کجا؟تنهانری..وایسامنم بیام!..پسرک لبخندی زد وچشاشوبست....بسلامتی هرچی رفیق بامرام!‏‎!!‎‏
دیدگاه ها (۳)

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۸🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)گفتم: + باشه.بعد از کن...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

#pain#P¹¹¹#Season²_ کجا داری میری، برسونمت. + جایی نمیرم اگر...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_3ساعت دقیقا نه و پنجاه و ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت " 30 ""ویو جئون آنجلینا" ...

🎀❤️ پارت 22 — ویو تهیونگ❤️🎀تا اومدم حرفم رو بزنم، چشمم افتاد...

سر جاش خشکش زد اینکه که گول میارو. خورد و با اون خوابید و نا...

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط