در یکی از عملیات‌های نامنظم در شبی مهتابی وقتی با همرزمان

در یکی از عملیات‌های نامنظم در شبی مهتابی وقتی با همرزمانش در حال طی مسیر برای شبیخون زدن به متجاوزین بعثی بودند، ایشان یک لحظه می‌ایستد و به همراهانشان می‌گوید به زیر پاهای خود بنگرید، می‌بینند زیر پایشان پر از گل‌های شقایق است و به همین خاطر آن دشت را دور می‌زنند و سپس اقدام به عملیات می‌کنند. در حالی که یاران ایشان می‌گفتند بعد از عملیات عراقی‌ها آنجا را با تیربار و خمپاره شخم خواهند زد، ولی او گفت ما آنها را زیر پا له نخواهیم کرد. وقتی این جریان به استحضار امام می‌رسد امام می‌گوید: من چمران را دوست داشتم ولی الان بیشتر دوست دارم.

خاطره از: سردار فتح اله جمیری

::: لایک نمی خوام -- شادی همه ی شهداء صلوات :::
دیدگاه ها (۱۱)

یه بار تو مغازه رفیقم بود(سوپر مارکت) که یهو بهم گفت تو بمون...

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانو...

. ﻋﺘﯿﻘﻪﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ . ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪ...

چی بگم....

متن كامل نامه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به مسئولان وقت ر...

با خارها راهش را میبندم : شباهت دراویش گنابادی و بهائیت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط