بوی ِزهـرا و مریـم و هاجـر، از پر ِچادرتـــــــ سرازیر اس

بوی ِزهـرا و مریـم و هاجـر، از پر ِچادرتـــــــ سرازیر است..
بشکند آن قلم که بنویسد، "دِمُدِه گشت و دست و پا گیر" است..

#عاشقانہ_مذہبے
دیدگاه ها (۱)

شب ها تنفس می کنم راز و نیازت را..وقتے که بر سر میکنے چادر ن...

خموش و گوشه نشینم، مگر نگاه توام؟!لطیف و دور گریزی، مگر خیال...

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان..دیگر مپرس از من نشان...

من همان رودم که بهر دیدنت مرداب شد..ماه من، بس کن ندیدن های ...

برای مقابله با محاصره دریایی آنقدر روغن و غلات وارد کشور کرد...

تکاپو پارت ۶۵:در میان کلمات گمشده... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍شب، با تمام س...

پارت اول ویلن دکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط