همچو نی می نالم از سودای دل

همچو نی می نالم از سودای دل

آتشی در سینه دارم جای دل



من که با هر داغ پیدا ساختم

سوختم از داغ نا پیدای دل



همچو موجم یک نفس آرام نیست

بسکه طوفان زا بود دریای دل



دل اگر از من گریزد وای من

غم اگر از دل گریزد وای دل



ما ز رسوایی بلند آوازه ایم

نامور شد هر که شد رسوای دل



خانه مور است و منزلگاه بوم

آسمان با همت والای دل



گنج منعم خرمن سیم و زر است

گنج عاشق گوهر یکتای دل
دیدگاه ها (۵)

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دل آتشی در سینه دارم جای دل من که ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

همچو نی می نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با ...

‌‌‌‌همچو نی می‌نالم از سودای دل،آتشی در سینه دارم جای دل..‌م...

📜#غزلیات#رهی_معیری#غزل_هفتمهمچو #نی می نالم از سودای دلآتشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط