P
P24🦋
-{زنگ میزنه}الو تهیونگ
تهیونگ=سلام هیونگ
-سلام خوبی کجایی؟
تهیونگ=مرسی خونم
-عه باشه پس داریم میایم اونجا
تهیونگ=باشه منتظرم
-پس فعلا{قطع میکنه}
&خونست؟
-اره قشنگم برو حاضر شو بریم
&چشم
.
.
.
.
.
&خوب من آماده ام
-چه خوشگل شدی فسقلی
&مرسی بابایی
-اما عزیزم با این لباس سردت میشه ها
&واقعا؟
-اره قشنگم برو به پالتو بردار
&باشه پس من الان میام
-باش
&خوب اومدم پالتو هم برداشتم
- آفرین دخترم خوب بریم دیگه
&بریم
نزدیکای خونه ی تهیونگ//
&بابا
-جان دلم
& میگم که بهتر نیست یه چیزی بگیرم برای عمو
-چرا فکر خوبیه اما چی بگیریم
&از شیرینا و کیک مرود علاقش چطوره؟
-باشه فکر خوبیه خوب پیاده شو از اینجا بگیریم شیرینای اینجا حرف نداره
&باشه{پیاده میشه}
{رفتن تو}
&بابا
-بله
&میگم اینا چطوره
-قیافش که خوب بنظر میرسه
&از اینا هم بگیریم؟
-هر چی دلت میخواد بردار
&خوب تموم شد
-کیک بر نداشتی؟
&چرا گذاشتم اون طرف این جا جا نشد
-باشه عزیزم بیا این سوییچ رو بگیر برو تو ماشین من اینارو حساب کنم بیام
&چشم{سوییچ رو میگیره و میره میشینه تو ماشین}
-{بعد از حساب کردن میره تو ماشین}
-خوب چیز دیگه ی نمیخوای بگیریم؟
&نه دیگه
-باشه پس بریم{راه افتاد}
خونه ی تهیونگ//
&{زنگ درو میزنه}
تهیونگ=اومدم اومدم{درو باز میکنه}
-سلام
تهیونگ=سلامممم خوش اومدین
&مرسی عمو
تهیونگ=چطوری جوجه{بغلش میکنه}
&مرسی عمو جون
تهیونگ=بیاین تو دم در نمونین
-بیا تهیونگ{شیرینا رو میده بهش}
تهیونگ=چه نیازی بود هیونگ
-نارا گفت
&گفتم دست خالی نیایم
تهیونگ=مرسی خوشگلم بیاین بشینین
-خونه ی جدید مبارکه
تهیونگ=مرسی هیونگ البته هنوز کامل نچیدم
&خیلی قشنگه
تهیونگ=مرسی قشنگم....خوب چی میخورین
-از صبح بیحالم هی میخوام قهوه بخورم نمیشه میشه یه قهوه بیاری
تهیونگ=اره حتما.... کوچولو تو چی میخوری
&چیزی میل ندارم مرسی عمو
تهیونگ=بیا هیونگ{یه فنجون قهوه و یه فال کیک میزاره جلوش}
-مرسی
تهیونگ={نشست پیش نارا و بغلش کرد} حالت بهتره فرشته ی من ؟
&اره عمو خیلی بهترم
-تازه منو راضی کرده تا فردا بره مدرسه
تهیونگ=مدرسه؟
نارا جان فکر نمیکنی یکم زوده؟
&عمو من دیگه واقعا نمیتونم تو خونه بند بشم
-منم هر چی میگم گوش نمیده
تهیونگ=اما حق با ناراست هیونگ بچه حوصلش سر میره
& مرسی عمو
-هعی چی بگم
ادامه دارد...
-{زنگ میزنه}الو تهیونگ
تهیونگ=سلام هیونگ
-سلام خوبی کجایی؟
تهیونگ=مرسی خونم
-عه باشه پس داریم میایم اونجا
تهیونگ=باشه منتظرم
-پس فعلا{قطع میکنه}
&خونست؟
-اره قشنگم برو حاضر شو بریم
&چشم
.
.
.
.
.
&خوب من آماده ام
-چه خوشگل شدی فسقلی
&مرسی بابایی
-اما عزیزم با این لباس سردت میشه ها
&واقعا؟
-اره قشنگم برو به پالتو بردار
&باشه پس من الان میام
-باش
&خوب اومدم پالتو هم برداشتم
- آفرین دخترم خوب بریم دیگه
&بریم
نزدیکای خونه ی تهیونگ//
&بابا
-جان دلم
& میگم که بهتر نیست یه چیزی بگیرم برای عمو
-چرا فکر خوبیه اما چی بگیریم
&از شیرینا و کیک مرود علاقش چطوره؟
-باشه فکر خوبیه خوب پیاده شو از اینجا بگیریم شیرینای اینجا حرف نداره
&باشه{پیاده میشه}
{رفتن تو}
&بابا
-بله
&میگم اینا چطوره
-قیافش که خوب بنظر میرسه
&از اینا هم بگیریم؟
-هر چی دلت میخواد بردار
&خوب تموم شد
-کیک بر نداشتی؟
&چرا گذاشتم اون طرف این جا جا نشد
-باشه عزیزم بیا این سوییچ رو بگیر برو تو ماشین من اینارو حساب کنم بیام
&چشم{سوییچ رو میگیره و میره میشینه تو ماشین}
-{بعد از حساب کردن میره تو ماشین}
-خوب چیز دیگه ی نمیخوای بگیریم؟
&نه دیگه
-باشه پس بریم{راه افتاد}
خونه ی تهیونگ//
&{زنگ درو میزنه}
تهیونگ=اومدم اومدم{درو باز میکنه}
-سلام
تهیونگ=سلامممم خوش اومدین
&مرسی عمو
تهیونگ=چطوری جوجه{بغلش میکنه}
&مرسی عمو جون
تهیونگ=بیاین تو دم در نمونین
-بیا تهیونگ{شیرینا رو میده بهش}
تهیونگ=چه نیازی بود هیونگ
-نارا گفت
&گفتم دست خالی نیایم
تهیونگ=مرسی خوشگلم بیاین بشینین
-خونه ی جدید مبارکه
تهیونگ=مرسی هیونگ البته هنوز کامل نچیدم
&خیلی قشنگه
تهیونگ=مرسی قشنگم....خوب چی میخورین
-از صبح بیحالم هی میخوام قهوه بخورم نمیشه میشه یه قهوه بیاری
تهیونگ=اره حتما.... کوچولو تو چی میخوری
&چیزی میل ندارم مرسی عمو
تهیونگ=بیا هیونگ{یه فنجون قهوه و یه فال کیک میزاره جلوش}
-مرسی
تهیونگ={نشست پیش نارا و بغلش کرد} حالت بهتره فرشته ی من ؟
&اره عمو خیلی بهترم
-تازه منو راضی کرده تا فردا بره مدرسه
تهیونگ=مدرسه؟
نارا جان فکر نمیکنی یکم زوده؟
&عمو من دیگه واقعا نمیتونم تو خونه بند بشم
-منم هر چی میگم گوش نمیده
تهیونگ=اما حق با ناراست هیونگ بچه حوصلش سر میره
& مرسی عمو
-هعی چی بگم
ادامه دارد...
- ۳۱.۰k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط