𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈 𝒌𝒊𝒔𝒔/بوسـہ اشتباـہ

𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈 𝒌𝒊𝒔𝒔/بوسـہ اشتباـہ
PART.2
دایون با دقت اپلیکاتور را نزدیک آورد، اما همان لحظه، یونگی به شکلی کاملاً ناگهانی و بی‌هشدار، کمی جلو آمد.

فقط یک لحظه.

نه آن‌قدر زیاد که کسی از بیرون ببیند.

نه آن‌قدر کم که اشتباه شود.

ل*ب‌هایش نرم و گرم، خیلی کوتاه، به ل*ب پایین دایون خوردند.

مثل تماس یک پر، مثل یک خط برق که از نوک انگشت‌ها تا قلبش دوید.

دایون خشکش زد.

اپلیکاتور از دستش سر خورد و فقط برای کسری از ثانیه نگاهش قفل شد روی صورت یونگی.

چشم‌هایش کمی باز مانده بود، انگار خود او هم از جسارتش تعجب کرده باشد.

اما برعکس دایون، از حرکتش پشیمان به نظر نمی‌رسید.

اتاق برای یک لحظه کامل ساکت شد.

دایون با نفس حبس‌شده، فقط توانست زمزمه کند:

— «…شوگا؟»

یونگی خیلی آرام عقب رفت.

چشم‌هایش هنوز روی لب‌های دایون بود، بعد آرام بالا آمد و به چشم‌های خودش رسید.

— «اشتباه کردم؟» صدایش صاف بود، اما تهش چیزی شبیه شیطنت پنهان بود.

صورت دایون از خجالت داغ شد.

— «اشتباه؟! تو… تو همین الان…»

یونگی به‌جای توضیح، فقط کمی سرش را خم کرد و با همان خونسردی همیشگی گفت:

— «نرم بود.»

دایون فکر کرد اگر همین‌طور ادامه پیدا کند، قلبش از سینه‌اش بیرون می‌پرد.

— «تو… تو عمداً این کار رو کردی؟»

یونگی چند لحظه سکوت کرد.

بعد نگاهش را از دایون گرفت و به آینه‌ی روبه‌رو انداخت، انگار بخواهد جدی‌تر از این چیزی که هست به نظر برسد.

— «شاید.»

continues..

با کامنت هات خیلی خوشحالم میکنی خوشگله😉
دیدگاه ها (۰)

𝒘𝒓𝒐𝒏𝒈 𝒌𝒊𝒔𝒔/بوسـہ اشتباـہPART.1دایون همیشه با خودش فکر می‌کرد...

سلام قشنگام ✨امیدوارم حال همگی‌تون خوب باشه :)اگر درخواستی، ...

دو پارتی دریکو مالفوی ~درخواستی~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط