یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!

یک نفر اینجا دلش تنگ است ، باور می کنی؟!

یک گذر بر قلب او ، یکبار دیگر می کنی؟!

یک نفر دارد ، هوای پر کشیدن ، در دلت

یک سفر ، شهباز من ، با این کبوتر می کنی؟!

ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !

با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟

گل بده در باغ دل ، تا جان دهم در پای تو !؟

گل بده ، کاشانه ی دل را ، معطر می کنی؟!

ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی

خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟
دیدگاه ها (۱۱)

راضی ام با تو اگر سهم دلم غم بشود...و بهشت من اگر با تو جهنم...

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !زیر قیمت می فروشم ، مشتر...

گرچه هرشب استکان بر استکانت می زنندهرچه تنهاتر شوی آتش به جا...

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــقبـــرای تـــویــی کـــه ه...

قصه تلخ از عشق

پارت ۳ شاهزاده قصر سیاه

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط