تمامِ فکر هایم را کرده ام ،

تمامِ فکر هایم را کرده ام ،

بهترین راه همین است...

که یک شب زلزله ای بیاید ،

قاره ی من را به قاره ی تو نزدیک کند...

همان شب ،

من تنها جاده ی مانده تا رسیدن را بدوم....

و بدوم...

و بدوم...

صبح تو را کنارِ خانه جنگلی کوچکی ببینم ،

که بی قرارِ آمدنِ من ایستاده ای...

با سرِ انگشتان زنانه ات ،

موهایِ سیاهم را پشتِ گوشم بزنی...

و با مهربانی بپرسی ،

صبحانه نانِ محلی می خوری با پنیر و گردوی تازه؟؟
دیدگاه ها (۵)

گاهی دلم می گیرد...برای تمام جنین هایی که ،چند لحظه مانده به...

یــک اتاق...یک تخت...یک بغل...سهمِ ما از زندگی تجردی ست ،که ...

✔باهر کـَسے نـمیپَرم چون واسَم OFT داره✔ ♛ خدا ایــن Optio...

یک روزِ آفتابی را انتخاب کن...خودت را سریع به خانه برسان...ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط