دستت بشکند

دستت بشکند

نزن نامرد نزن !
مادرش را از خانه راندی !
چه نامردانه" کودک" را گریاندی !
کودک را از" مادرش" جدا کردی !
بشکند دستت ببین با او چه ها کردی !
هرشب با یک" فاحشه" به خانه می امدی تو مست !
کتک هایه تو دل یک "کودک" را شکست !
بشکند دستت که حرمت "پدر"را نابود کردی !
با نامردی تن لطیفش را کبود کردی !
بعد از این به هر" مردی "که "نطفه ای"کاشته نخواهم گفت پدر !
همسایه هاشنیده بودند ؟ "کودک" زیر کتک با" حق حق" می گفت ، من بچه تو نیستم برو یه بچه دیگه از بازار برای خودت بخر !
تــــــفـــــــ بـــــه روتـــــــــــــ نـــــامـــــرد !!!
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

پرنسس کوچولوی دروغگو p1

صدای گریه بچه و مادر یکی شد...تن خونه لرزید...پدر غرید باز د...

درب خانه باز شد و پدر وارد شدزیر چشمی نگاهی به درب انداخت ،،...

🌱 فقط یک هفته کافیست! [لطفا با دقت مطالعه شود و بی نهایت نش...

چی‌هیونگ آرام و با دست راستش ضربه نرمی به شانه مادرش زد سپس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط