خدایا

خدایا
بیا بنشین؛ تنها دو کلام حرفِ دل دارم !
می شود مرا ببری جایی کنارِ خودت
حواسم را پرتِ بازیِ ابر و باد و باران کنی
تا انقدر بی دلیل اشکم سرازیر نشود ؟
می شود دلم را چند صباحی
از من دور کنی ؟
خسته ام کرده خدا جان !
هرچه می گویم بنشین سر جایت
و به تپیدن ادامه بده
تقلا می کند
زبانِ هم را نمی فهمیم خدا جان !
او بچه ای بازیگوش است و من
امان از این من
که مادری پیر شده ام برایش
هرچقدر هم که پا به پایش
بیایم ؛بازم هم نفس کم می آورم
نمی فهمد !!!
لعنت که نمی فهمد
اینجا هیچکس بهایِ داشتنش را نمی پردازد
بس که ارزان می فروشند
آخر یکی نیست بگوید
لامروتها ! مگر حراج است ؟
گیرم که حراج باشد حتی
مگر دل رخت و لباس است ؟
خسته ام خدا
بیا این کودکِ پر شورِ مرا
خودت نوازشش کن
و آرام طوری که نشکند
در گوشش بگو :
دلِ بیچاره آرام بگیــــر
آرام بمــــیر ... !!!
دیدگاه ها (۲۴)

خسته ام امشب خسته تر از هر شب دیگری، نیستی و من با نبودنت خس...

عزیزِ نبودنی امبا این کلمات بیچارهکلماتی که مدام در پ...

این روزها، هوای دیدنت چقدر در من بیداد میکند می گویند چشم ان...

ردِپای نبودنتگودهای تاریکِ چشمانِ من است جایی برای اشک‌هایم ...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

الا ای دلبر زیبا کجاییچراپیش من تنهانیاییتو تنهایی و من تنها...

‍ نیایش شبانه با حضـــــرت عشق  خدایا🤲بضاعت من به قدری است ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط