لبخند تو در چشم من انگار شراب است..... این شاعر عاشق...به

لبخند تو در چشم من انگار شراب است..... این شاعر عاشق...به همان،خنده خراب است.

من عاشق عشقم...چه بسوزم...چه بسازم... عشق است...که هر کار کند...عین ثواب است... معشوق اگر...خون مرا ریخت...به حق ریخت... خون ریزی معشوق هم...از روی حساب است

تب کردن تو...مردن من...هر دو بهانه ست.. عشق است...که بین من و تو...در تب و تاب است...
دیدگاه ها (۲)

چه دروغ بزرگیست!!!زمان همه چیز را حل میکند...زمــــانفقط موه...

در میان خاطراتم با تو خلوت می کنمبی قرار و بی صدا از عشق صحب...

به امید دیدنت خدا خداخواهم کردخواب و بیدار تو را بازصدا خواه...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

صدای مهیب p16

عنوان فصل اول: سایه‌های طلایی در قلب سئولخورشیدِ سئول، آرام‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط