حسین جانم!

حسین جانم!

دست من گیر

که این دست همان است

که من سال ها
از غم هجران تو بر سر زده ام ...
دیدگاه ها (۱)

بانو! جامـــــه ي تــــوســـت امــــا... جــــامعـــــــه...

وقتی دخترک سآپــورت پوش شهر چشمهــا را بــﮧ دنبال خود مــی ک...

حیا را که نفهمی، چادر سیاه هم تو را محجبه نخواهد کرد.

بــــر میـــوه ی بهشـــت دگــــر لـــب نمیزننــــــد آنان...

هرچقدر گریه کنم سیر نمیشم حسین جانم..من چه جوری از غم تو پیر...

حلالم کن

* تابوتِ پدر می‌رود از دستِ یتیمان؛ تا در بغلِ شاهِ نجف، سر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط