من بغض باران در دل تنگ کویرم

من بغض باران در دل تنگ کویرم

از ذهن تو دورم ولی امکان پذیرم

راه گریزی هرگز از عشقت ندارم

رودم که افتادی چو دریا در مسیرم

پشت سکوتم حرفها دارم برایت

رو به سقوطم پیش تو گر سر به زیرم

نشکسته من را رفتنت , از هم گسسته

شیشه نبودم , نازک اما چون حریرم

بی تو هوای زندگی چون مرگ سرد است

قدری در آغوشم بکش تا جان بگیرم
دیدگاه ها (۲)

و چقدر خوب است ...! کسی بیاید .... و...

به دنبال کسی هستم که دردم را دوا باشدمیان خسته گی هایم صدای ...

ﻣﻦ ﮔﺬﺷــــﺖ ﺭﻭ ﺧﻮب ﺑﻠﺪﻡ ...         ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑــــﺪﯼ ﻫﺎ ...  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط