ذکر تو از زبان من فکر تو از خیال من

ذکرِ تو از زبان من فکرِ تو از خیالِ من
چون بِرود که رفته ای در رگ و در مفاصلم
- سعدی

#شعر 💌
دیدگاه ها (۲)

گفته بودم که به دریا نزنم دل اماکو دلی تا که به دریا بزنم یا...

بجویم من نشانت را ز شب‌های می و مستیهنوزم عاشقت باشم؛ هنوزم ...

گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در مننفسی هست دلی هست ولی جانی ن...

چه جُرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی؟جنایت از طرف ماست یا تو بد...

ای بهار ای بهار افسونگرمن سراپا خیال او شده‌امدر جنون تو رفت...

دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟ابری که در بیابان،بر تشنه ا...

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیبعاجز آمد که مرا چاره‌ی درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط