𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:73
جایی رو هم نداشت که بره.
کجا میرفت؟
جز خونه قدیمیش؟
قبول داشتم....
پدر مادرش رو کشتم....
ماشینشون رو دستکاری کردم تا ترمز نگیره.....
ولی اشتباه گرفته بودیمشون....
قرار نبود اونا باشن....
اشتباه شده بود....
هدف یکی دیگه بود، ولی اطلاعات اشتباه رسید....
نمیخواستم....
واقعا نمیخواستم اینجوری بشه....
☆ویو سوجین:
داشتم، تمام پرواز های خارجی رو چک میکردم....
میتونستم برم ژاپن....اونجا یه کاری برای خودم جور میکردم.....
بعد از رزرو پرواز و پیدا کردن یه خونه کوچیک خریدار ها رو برای دیدن خونم دعوت کردم....
امروز برای خونه خریدار میومد....
خریدار یه زن تنها بود...
وقتی اومد و خونه رو دید خواست ازم بخره....
بعد از بستن قرارداد و گرفتن پول همه چیزمو جمع کردم و کلید رو تحویل دادم....
𝘱𝘢𝘳𝘵:73
جایی رو هم نداشت که بره.
کجا میرفت؟
جز خونه قدیمیش؟
قبول داشتم....
پدر مادرش رو کشتم....
ماشینشون رو دستکاری کردم تا ترمز نگیره.....
ولی اشتباه گرفته بودیمشون....
قرار نبود اونا باشن....
اشتباه شده بود....
هدف یکی دیگه بود، ولی اطلاعات اشتباه رسید....
نمیخواستم....
واقعا نمیخواستم اینجوری بشه....
☆ویو سوجین:
داشتم، تمام پرواز های خارجی رو چک میکردم....
میتونستم برم ژاپن....اونجا یه کاری برای خودم جور میکردم.....
بعد از رزرو پرواز و پیدا کردن یه خونه کوچیک خریدار ها رو برای دیدن خونم دعوت کردم....
امروز برای خونه خریدار میومد....
خریدار یه زن تنها بود...
وقتی اومد و خونه رو دید خواست ازم بخره....
بعد از بستن قرارداد و گرفتن پول همه چیزمو جمع کردم و کلید رو تحویل دادم....
- ۸۵
- ۰۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط