صبح یعنی که
پس از این همه شبهای مدام
برسی
شانه زنی
بغض پریشان مرا...

#معصومه_صابر
صبحتــون به نگــاه یار
دیدگاه ها (۲)

‌صبح است وصبا مشک فشان می‌گذرددریـاب که از کــــوی فـلان می‌...

‌در مسجد و میخانه #خیالت اگر آیدمحراب و کمانچه ز دو ابروی #ت...

‌بگو چگونه بمیرمتکه اینگونه در من نفس می کشیبگو چگونه وابسته...

آرامش، نه در کثرتِ دست‌هایی که می‌گیریم، که در امنیتِ دستی ا...

#شعر_معاصر 🕊بگذار اگر این‌بار سر از خاک برآرمبر شانه تنهایی ...

ماہ بانوے ِ جزیرہ! دلبرے را بیخیال دامن ِ گلدار ِ رقص ِ بندر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط