جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای
نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام
ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!
آه که تو دوش کرا بوده‌ای!

رشک برم کاش قبا بودمی
چونک در آغوش قبا بوده‌ای

زهره ندارم که بگویم ترا
« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

یار سبک روح! به وقت گریز
تیزتر از باد صبا بوده‌ای

بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد
باش که تو بنده بلا بوده‌ای

رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بوده‌ای

رنگ تو داری، که زرنگ جهان
پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای

آینهٔ رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای
دیدگاه ها (۱)

سیمین بری گل پیکری آریاز ماه و گل زیباتری آریهمچون پری افسون...

آروم آروم شو گرفته یار جونیمه خووو گرفتهآی نوومدی نوومدی خوو...

نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شدآواره عشق ما آواره نخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط