عشق تو را من اختراع کردم

عشق تو را من اختراع کردم
تا زیر باران بی چتر نباشم
پیام های دروغین
از تو برای خویش فرستادم،
عشق تو را اختراع کردم
چونان کسی در تاریکی
که تنها می خواند،
تا نترسد..
دیدگاه ها (۲)

وقتی باهاش قدم میزنی.....جور دستاشو محکم میگیریکه همه بفهمن ...

اینم از هوای بارونیه امروز شهرمون

آن پیچکهای یاغی، آرزو حاجی خانی

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواندرویا هایش را آسمان پ...

‹ گمان می‌کردم آنکه دوستم دارد، حتی اگر غرق در تاریکی‌هم باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط