ادامه رمان همه کلاس بودن
ادامه رمان : همه کلاس بودن
یومه : آمه خوبی خیلی خیلی نگرانت بودم کصخل
آمه: من خوبم
بعد زنگ خود
استاد ایزاوا به آمه گفت
ایزاوا : آمه یه بار دیگه این توری مجروح بشی دیگه نمیتونی قهرمان بشی چون دستتو از دست میدی
آمه: چشم استاد ایزاوا سعی میکنم
ایزاوا : خوبه حلا برو
یومه : چی شد آمه استاد ایزاوا بهت چی گفت
آمه : هیچی فقط گفت اگه این طوری پیش برم دستمو از دست میدم
یومه : چییی
آمه : هیچی بابا ول کن
بعد همه به خواب گاه رفتیم شام خوردیمو خوابیدیم
یومه : آمه خوبی خیلی خیلی نگرانت بودم کصخل
آمه: من خوبم
بعد زنگ خود
استاد ایزاوا به آمه گفت
ایزاوا : آمه یه بار دیگه این توری مجروح بشی دیگه نمیتونی قهرمان بشی چون دستتو از دست میدی
آمه: چشم استاد ایزاوا سعی میکنم
ایزاوا : خوبه حلا برو
یومه : چی شد آمه استاد ایزاوا بهت چی گفت
آمه : هیچی فقط گفت اگه این طوری پیش برم دستمو از دست میدم
یومه : چییی
آمه : هیچی بابا ول کن
بعد همه به خواب گاه رفتیم شام خوردیمو خوابیدیم
- ۱.۰k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط