________________🌸 🍃

________________🌸 🍃

یا امام حسن مجتبی(ع)

یڪ حَسَن گفتمُ

یڪ عمر نمڪ گیر شدم

خوشبحالَم ڪہ

نمڪ گیرِ شَـهِ بـے حَرمم

🍃 یک روز دگر
آقای ڪرم مےآید🍃


❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۱)

آقای قالیباف واقعآ توهم جبهه بودی حرومت با شه نان وپنیرکچی...

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع) بخش دوم

‌نماینده مجلس: آقای روحانی! در فهم ولایت، از کودکی دبستانی ه...

همسایه طبقه بالاپارت ۳ یک هفته از اسباب‌کشی‌ام گذشته بود و ر...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

رمان عشق ممنوع

چند پارتی جونگ کوک | قرار قلابییک روز خیلی عادی رفتم تا نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط