و من انگار هرگز برای کسی کافی نبودم

و مـن انـگـار هـرگز بـرای کسی کـافـی نبودم.
دیدگاه ها (۰)

پایان حکایتمـ،شنیدن داره، من عاشق اون بودم، و اون عاشق او.

هی منت میزارن کهما برگشتیم ما برگشتیمباوا تو مثل ما گیرت نیو...

خوشیامون مستاجرن غمامون صاحب خونه:)

ما از عروسکـ کمتریمـ. اونا مرده بودن زندگیـ میکردن. ما زندگی...

❤🤍💚↫بـهـتـر اسـت بـرای وفـاداری بـه کـشـورم مرا دار بزنـنـد ...

↫بـهـتـر اسـت بـرای وفـاداری بـه کـشـورم مرا دار بزنـنـد تـا...

منـــم بــه ایـن اقـتـصاد اعــتــراض دارم ولــی... بـــه ایـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط