هر روز می روم به مسیری که دیدمت

هر روز می روم به مسیری که دیدمت
جایی که عاشقانه به جانم خریدمت

جایی که دیدم ای گل زیبا شکفته ای
اما برای اینکه بمانی نچیدمت

یادم نرفته است که چشمان خسته ام
افتاده در نگاه تو بود و ندیدمت

گر من خدات میشدم ای نازنین من
این گونه با وقار نمی آفریدمت

حتی به جای این که بچینم تو را ز خاک
یک عمر عاشقانه فقط پروریدمت

آری برای اینکه بدانی چه میکشم
هر روز می روم به مسیری که دیدمت !!
دیدگاه ها (۲)

من اینجا و تو آنجا دور بانو دو چشمت شعر نیشابور بانو ننوشید...

نگاهت میکنمشکل نگاه ِفقیری به نانتشنه ای به آبمرده ای به زند...

گنجشک و هوای پاک نم نم دارم صبحانه ی شعر و چای تازه دم دارم ...

ﺑﺎﺯ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﮑﺮ ﺗﻮﺑﺎﺯ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻏﻤﺖﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﯾﻪ ﻋﻤﺮﻩ ﺑﺎ ﻣﻨﻪﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻧ...

عرضم خدمت شما که این اولین فیکیه که دارم می‌نویسم. لطفاً نظر...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

تکپارتی از جیمین One touch جشن تولد بهترین دوستت بود برای هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط