غنچه با دل گرفته گفت:

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی 
لب زخنده بستن است 
گوشه ای درون خود نشستن است 
گل به خنده گفت:
زندگی شکفتن است 
با زبان سبز راز گفتن است 

گفتگوی غنچه و گل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد 
تو چه فکر می کنی 
کدام یک درست گفته اند 
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است 
هر چه باشد او گل است 
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است! 
(قیصر امین پور)
دیدگاه ها (۱)

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

پارت اول (ROSE) پارچه ی لغزان لباس میسو، در میان جمعیت از ای...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْألسلام عٓلیکٓ یااباعٓبدالله ...

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط