رمان شراب عشق

رمان شراب عشق

از در اتاق که میرفتی تو بوی سیگار و دود میزد توی صورتت.

_این چه وضیعه آخه

+چیکار کنم مادرم مرده همه کیم مرده عروسی بگیرم.

_درکت میکنم.

+نه درکم نمیکنی چون سایه مادر و پدر بالا سرت بوده.

_امیر آروم باش.

+چطوری آروم باشم من از ۵سالگی پدرم رو از دست دادم مادر بد بختم نگهم داشت

تر و خشکم کرد. جای پدر بود واسم. آخرم که زیر بار غم و مریضی مرد. چطور درکم میکنی. تو مه اینجوری نبودی

_آرع. باشه تو راست میگی. حق با تو ولی داری خودتو نابود میکنی

+نه پدر دارم نه مادر نه خواهر برادر. امیدی بهزندگی ندارم

_ولی من هستم؛ تا آخرش باهاتم؛ پا به پات؛ میخوای؛.... میخوای بغلت کنم؟

+اوهوم

تن خسته اش رو توی بغلم گرفتم. سختی های زیادی از بچگی تا الان کشیده

بی پدری و یتیم بودن. کار کردن. نداشتن پول الانم که نداشتن مادر.

این پسر غم های زیادی رو به جون خریده. من باید آرومش کنم. زخم هاش

رو ترمیم کنم. حداقل کاری که میتونم برای روح زخمیش بکنم


ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۴)

رمان شراب عشق از بغلم اومد بیرون و بهم کفت: +مرسی که هستی. _...

ادیتم از اردیا🦉🦇اصکی ممنوع ❌❌#به _امید_بازگشت_اردیا🥺

رمان شراب عشق با یادآوری این خواطرات لبخندی روی لبم اومد که ...

رمان شراب عشق رفتم توی اتاق دیانا رفتم سر تخت مهگل خداروشکر ...

درخواستی سناریو از دوما‌زندگی دوما خانپارت ۱این داستان : شین...

بیب من برمیگردمپارت : 106جلوی یه بستنی فروشی نگه داشت با جذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط