عاشقش بودم و او قدرِ «بُزی» فهم نداشت

عاشقش بودم و او قدرِ «بُزی» فهم نداشت
چه کنم باز که او «حبّه‌ی انگور» من است!
#عکس_نوشته
دیدگاه ها (۱۱)

#تهدید_عادیه_حمله_کن_پشمک

کیفیت بیچارگی ام پیش تو این است:در محضر ارباب غزل، شعر سپیدم...

#منو_ماه_رمضان ⭕️ هر روز نپرسید چی درست کنم 😉 پیشنهاد برای ا...

#عکس_نوشته

جایی بین آغوشِ باز مرگ و آغوش بسته ی زندگی پنهان شده بودم:))...

دلم میخواد یه جوری از واقعیت ها فرار کنم که انگار از همون او...

گفته بودمکه به خوبان ندهم هرگز دلباز چشمم به تو افتادو گرفتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط