احساسات آبی

احساسات آبی
season:²
part:⁶⁸
...یونا،میون...
سیلی محکمی به صورتش زدم
یونا:عوضی چطور تونستی زندگیمو نابود کنی
میون: همون‌طور که تو تهیونگ رو از من گرفتی!و مطمئن باش بدتر از این هم قراره بشه
یونا:منظورت چیه
...باهینی،سومین،لیام...
باهینی:منظورت چیه؟
فرار کرد سمت فیوز اصلی
سومین: مأموریت انجام شد
بعد از حرفش افتاد زمین
باهینی:یونا!
هردو سمت یونا و میون فرار کردن
وسط راه برقا رفت
لیام: حتماً نقشه ای دارن
باهینی:اون که آره ولی الان تو این تاریکی کجا رو می‌تونیم ببینیم؟
...نیم ساعت قبل...
تهیونگ:
هماهنگ کرده بودیم و دنبال یونا و میون می‌رفتم و تعقیبشون میکردم که دیدم یه جا متوقف شدن و یونا با دست بهم اشاره داد برم متعجب شدم و برگشتم.وقتی برمیگشتم از یه اتاق حرفایی شنیدم... سومین؟اون...اون باعث جدایی ما شده بود؟خون جلو چشمام رو گرفت می‌خواستم برم داخل که کسی دستشو گذاشت روی شونم
سوهو:فعلا وقتش نیست الان باهینی داخله می‌تونه جوابش رو بده
تهیونگ:شما دوتا اینجا چیکار میکنید
بورام:میریم و حواسمون به یونا هست که اگه میون خواست کاری کنه جلوشو بگیریم
تهیونگ:ولی...
سوهو: حرفاتونو شنیدیم تو فعلا اینجا بمون و حواست بهشون باشه
...زمان حال...
دیگه وقتش بود رفتم داخل و چراغ قوه گوشیم رو روشن کردم متوجه سومین شدم که روی زمین دراز کشیده بود
تهیونگ:تو فقط وایسا
دکمه رو زدم و برقا دوباره وصل شد
از یقش برش داشتم و بلندش کردم
تهیونگ:دست بلند کردن به یه دختر کار اشتباهیه ولی بی شرمی مثل تو
فریاد زدم
تهیونگ: لیاقتش مرگه
سومین:ولی تهیونگ...
سرش رو کوبیدم به دیوار
تهیونگ:اسم منو به زبون کثیفت نیار!
موهاش رو گرفتم به دستم و سیلی محکمی بهش زدم و پرتش کردم زمین
پشتم رو کردم بهش و رفتم سمت در
تهیونگ:فکر نکن همه چیز تموم شد،به حسابت می‌رسم!
رفتم سمت یونا که متوجه شدم چندین نفر که ظاهراً از آدمای میون بودن دور میون جمع شدن و سوهو و بورام هم بازوهای میون رو گرفتن صدای آرومی توجهم رو به سمت پایین جلب کرد فهمیدم باهینی و لیام هستن
تهیونگ:هیس!!
با صدای آروم گفت
لیام:چیزی شده؟
تهیونگ:آره یونا،بورام و سوهو گیر افتادن باید نجاتشون بدیم
یواشکی نگاهی به سمتشون کرد
لیام:ولی چجوری؟
باهینی:تعدادشون هفت نفره و ماهم سه نفریم!
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

احساسات آبی season:²part:⁶⁹ لیام: می‌تونیم از هانول کمک بگیر...

احساسات آبی season:²part:⁷⁰دستگیرمون کردن-خب...این همه جرم ب...

احساسات آبی season:²part:⁶⁶بعد از اینکه همه وارد شدن یه نفر ...

احساسات آبی season:²part:⁶⁴صبح شده بود و از خواب بیدار شدم ن...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۱تهیونگ خیلی تعجب کرده بود نمیدونم...

رمان

بیب من برمیگردمپارت : 91+ جونگکوک ما تو جنگل چیکار میکنیم_ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط