که هیچی دیدم از بالا صدای شکستن اومد دوییدم بالا که با جا

که هیچی دیدم از بالا صدای شکستن اومد دوییدم بالا که با جای خالی ات مواجه شدم یه سنگ بود که روش یه کاغذ بازش کردم که نوشته بود
-زنده می خوایش باید بیای اینجا فقط دو ساعت تیک تاک تیک تاک
-شتت(داد)
ویو ات
+رفت بیرون شروع کردم به میکاپ که پنجره شکست و سیاهی بیدار شدم که دیدم بسته شدم به یه صندلی داد زدم
+کسی اینجا نیست الو...کمک...
+ت..تو کی هستی
؟پس بلاخره بیدار شدی
+میگم کی هستی(داد)
؟صداتو ببر(اومد جلو تر توی نور)
+س..سونگ
@چخبر بیب
+ولم کن عوض روانییی
@خوش گذشت این مدت با جونگکوک
+ت..تو هم مافیایی
@اممم اره(لبخند)
+عوضی ولم کن
@نوچ (تفنگ گذاشت روی سرت)
+و..ولم کن(بغض)
@نوچ
ویو جونگکوک
-بلاخره پیداش کردم رفتم داخل و درو شکوندم که با...
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

bts

Destiny part 8

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط