لره دکتر میشه
لره دکتر میشه
از اتاق عمل میاد بیرون.
پسر مریض میپرسه حال پدرم چطوره؟ میگه :پدرت دچار فراموشی شد،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، شبها تو خواب داد میزنه
. پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و میفته .
لره میگه شوخی کردم بابات مرد...
از اتاق عمل میاد بیرون.
پسر مریض میپرسه حال پدرم چطوره؟ میگه :پدرت دچار فراموشی شد،پاهاش فلج شده،نمیتونه حرف بزنه، شبها تو خواب داد میزنه
. پسر با ناامیدی تکیه میده به دیوار و میفته .
لره میگه شوخی کردم بابات مرد...
- ۱.۸k
- ۰۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط