از تو حرف می زنم

از تو حرف می زنم
چنان نوبرانه می شوم ،
که بهار هم دهانش آب
می افتد ! .

احمدشاملو
‌‌
دیدگاه ها (۲)

.تکلیف مرا روشن کنیا دوستم داشته باشیاهمین که گفتم !#سهیل_می...

.از آداب سخن گفتنبا یک بانواین است که اولبه چشمانشگوش فرا ده...

.‌طرف دلتنگهمیشه ما بودیم ...#ایلهان_برک

.بارانمیراث خانوادگی ما بود.کوچک که بودم…از سقف خانه ی ما می...

گر نیمه شبی مست به آغوش من افتد؛چنان به لبش بوسه زنم کز سخن ...

من از نهایت شب حرف می زنممن از نهایت تاریکیو از نهایت شب حرف...

مـــن بهـــار می‌شومتـــو بـا لـــب‌هایتبـــر تنـــم شكوفه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط