پارت
پارت ³
رمان::من عاشق معلمم شدم
ویو جونگکوک::
بعد از اینکه چیزی خوردیم جیمین رفت و من موندم کتاب درسی رو درآوردم و شروع به مرورش کردم .
★★★★
ویو تهیونگ::
از باشگاه اومدم،یه دوش گرفتم و آماده شدم و بعد به یونگی زنگ زدم که به کافی شاپ مورد علاقه مون بریم.
*یونگی و تهیونگ دوست صمیمی هستن*
(پرش زمانی به کافی شاپ)
تهیونگ::
به کافی شاپ رسیدیم و یکی از شاگردام رو دیدم اون جئون جونگکوک بود نمیدونم اون چی داره که نمیتونم از فکرش درآم؟.
تهیونگ:یونگی
یونگی:چیه
تهیونگ:بریم اونجا بشینیم
یونگی:باشه
تهیونگ:یونگی من باید یه چیز رو بهت بگم .
یونگی:بگو
تهیونگ:اول از همه پشت سرتو نگاه کن
(یونگی پشت سرشو نگاه کرد)
یونگی:چه دانش آموز خوبی داره درس هاش رو میخونه ای کاش یه دانش آموز اینطوری گیرم بیاد.
تهیونگ:گیرت اومده این دانش آموز منه،پس یعنی دانش آموز توهم هست.بعدشم من برای این نگفتم که.
یونگی:عیوای چه خوببب،پس برای چی گفتی؟؟
تهیونگ:
رمان::من عاشق معلمم شدم
ویو جونگکوک::
بعد از اینکه چیزی خوردیم جیمین رفت و من موندم کتاب درسی رو درآوردم و شروع به مرورش کردم .
★★★★
ویو تهیونگ::
از باشگاه اومدم،یه دوش گرفتم و آماده شدم و بعد به یونگی زنگ زدم که به کافی شاپ مورد علاقه مون بریم.
*یونگی و تهیونگ دوست صمیمی هستن*
(پرش زمانی به کافی شاپ)
تهیونگ::
به کافی شاپ رسیدیم و یکی از شاگردام رو دیدم اون جئون جونگکوک بود نمیدونم اون چی داره که نمیتونم از فکرش درآم؟.
تهیونگ:یونگی
یونگی:چیه
تهیونگ:بریم اونجا بشینیم
یونگی:باشه
تهیونگ:یونگی من باید یه چیز رو بهت بگم .
یونگی:بگو
تهیونگ:اول از همه پشت سرتو نگاه کن
(یونگی پشت سرشو نگاه کرد)
یونگی:چه دانش آموز خوبی داره درس هاش رو میخونه ای کاش یه دانش آموز اینطوری گیرم بیاد.
تهیونگ:گیرت اومده این دانش آموز منه،پس یعنی دانش آموز توهم هست.بعدشم من برای این نگفتم که.
یونگی:عیوای چه خوببب،پس برای چی گفتی؟؟
تهیونگ:
- ۳.۵k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط