دلم

دلم
تو را می خواهد
ای دورترین بهانه
ای تنها دلیل زیستن
میخوام با احساسی عریان
دوان دوان سوار بر قطار نگاهت
عشقم‌ را به تو بسپارم
تو را بغل کنم
ببوسم
و دزدانه در لابه لای اندام موزونت
گره بخورم و بگویم‌ که عاشقانه دوستت دارم
لب هایم خشک و عطش ناک
چونان صحرای بی اب و علف
در انتظار نوشیدن شراب لبانت
بی قرار و طعم دلنشین اغوشت
در لابه لای گیسوان بر باد داده ام ماندگار
دلم برای داشتنت ضعف می رود
و توووو
همان خاطره ای که هر بار تکرارت
برای فتح هر قله عشقی بس است

پرتکرار دوست می دارمت
دیدگاه ها (۴)

در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشت...

فقط اولین دوست داشتن درد دارد ! همانی که وقتی میرودنمیدانی چ...

از خداحافظی آدمها دلگیر نشویدکسی که بلد نیستبه دادِ دوست داش...

ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮﺳﺖﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮﺳﺖﺑﻬﺘﺮﯾﻨﯽ ﻫ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط