پارت ۵۵

پارت ۵۵

ات: جیمین دیشت انجامش دادیم 😣
جیمین: میدونم هیچ وقت اون شب رو یادم نمیره

ات از خجالت میره زیر پتو

جیمین: ات.... خنده..... خجالت نکش
ات: نخند باهات قهرم

جیمین وقتی این رو میشنوه....
این جلمه تو سرش اکو اکو میشه
« قهرم باهات»
داشت دیوانه میشود نمیتونست تحمل کنه
ات وقتی هیچ صدای نشنید.....
با تعجب سرشو از پتو بیرون اورد
وقتی که این کارو کرد جیمین به لباش حمله کرد......... ات داشت درد میکشید چون لباش زخمی شده بود.....
جیمین مزه خون رو میچشه و مست میشه
اروم اروم لبای ات رو میخورد
نمیتونست ات رو رها کنه
ات بارها و بارها به سینه جیمین مشت زده
بود چون اکسیژن کم اورده بود
جیمین با اجبار از ات فاصله میگیره

ات: چرا لبمو اینجوری پاره کردی اخخ میتونستی
بهم بگی خون میخوای منم میزاشتم از گردنم خون بگیری
جیمین: از لبای خونیت بزور دل کندم چه برسه به اینکه از گردنت خون بگیرم
دیدگاه ها (۶)

برادر ناتنی پارت 8ویو عمارت جیمین: جیمین از ماشین پیاده شد و...

وقتی میری بار و بهشون نمیگی....نامجون:(چند بار به گوشیت زنگ ...

#دوپارتی🦋پارت آخرکه یهو ات زد زیره خنده... جیمین و سونی تعجب...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

contract 🍷#contract 𝑃𝑇 2ویو هویج: پدر دست دخترکش رو به دستای...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

وقتی مریض بودی ولی …

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط