شب بود و هوس بود و لبت روی لبم بود

شب بود و هوس بود و لبت روی لبم بود

یک بوسه ز لبهای تو رویای شبم بود

یک حلقه ی آغوش و کمی زلف پریشان

مجموعه ی اینها سبب تاب و تبم بود ،،، ‎‎‌‎
دیدگاه ها (۱)

شب سڪوت میڪند...تا فریاد دلتنگی هایمرا بشنودنیستی و شب چه ڪو...

در انتهای نگاهت ...کلبه ای می سازم‎‎‌‎تا نتوانی بگوییاز دل ...

غنچه پیراهنت، امروز شمیم یاس داشتاشک سرخ دیده ات، اندوه یک ا...

تــــو را به جــــان آنکــه دلــت را دزدیـــد ؛ بــــه خــوا...

برسان سلام مارا به رفوگران هجران"که دل زمانه بی تو غم بیشمار...

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباحصلاح ما همه آن است کان تو را...

my exp.71همون روز عصر، بعد از خرید حلقه‌ها،  قرار شد یه دوره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط