حُفره ای بود پُر از خون وسط سینه من

حُفره ای بود پُر از خون وسط سینه من

مِهرَت افتاد به قلبم ، ضربان شکل گرفت..
ْ
دیدگاه ها (۵)

*نوشته بود که:نگاهش کردم ضربان قلبم بالا رفت...او چه داشت که...

در زمان قدیم صندوق صدقات به شکل ستون سنگی بود؛این صندوق‌ها ح...

ای خیالت همدم تنهایی امچشم نازت ساغر مینایی امای فروزان اختر...

شبیکه با تیک تاک دلنواز ضربان قلبتزیر گوشم سپری شود آرزو می...

سینه ای ما پر غم استغم و درده عالم استز دست ظلم و جفاروز خوش...

الا ای رهبر آزاده ی منالا ای جان نثار دین و میهنالا ای رهرو ...

مادر رفتی و ندانستی که یه تیکه از قلبم رو واسه همیشه با خودت...

حاء و سین و یاء و نون، دلها شده غرق جنونمی‌شود محزون و خون، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط