گم کرده ام تو را میان مه غلیظی از سکوت ، میان هاله ای از

گم کرده ام تو را میان مه غلیظی از سکوت ، میان هاله ای از ابهام ، نفس نفس به تو نزدیک شدم و تو قدم قدم از من دور شدی ، آنقدر که دیگر نمیشناسمت ، و من هر فصل را در آغوش کشیدم تا ردی از تو بگیرم و تن هیچ فصلی داغتر از زمستانی نبود که عاشقم کردی ، خیابانها را و کوچه ها را به دنبالت قدم زدم و درمیان مردم شهر شانه به شانه از کنارت گذشتم ، چشم در چشم و تو چقدر غریبه ای اما چهره ات چقدر آشناست ........
دیدگاه ها (۲)

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

بالاخره بعد سالها پارت😎🤣ستاره ای در میان تاریکی فصل ۱پارت ۴۴...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت ۲۴صدایِ آهنگِ پرانرژیِ عروسی از داخلِ سالن می‌اومد، اما...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

سناریو جونگکوک

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط