ویوکوک

ویوکوک
کوک: مگه مهمه .. راستی تهیونگ بدش میاد بام حرف بزنی
جیا: تهیونگ؟ ب اون چه ؟
کوک: مگه با هم نیستید
جیا: ن اون از خودش گفت چرا باید باش باشم
کوک: خب ب من چه کاری نداری؟
جیا: عههه
کوک: چیهههه
جیا: از صبح منتظر جنابعالیم الان کجا میخوای بری
کوک: منتظر من؟
جیان نیش دهنش تا ناموس باز شد و دستمو کشید سمت کلبه
کوک: خب جیکار کنم؟ دواره درسش کنم؟
جیا : ن بیا بریم داخل
کوک: داخلش‌ سرده
جیا: گرمش کردم ... کم بهونه بیار بیا داخل
وقتی رقتیم داخل کاملا هوای گرمی داشت
جیا: همینجا بشین تا بیام
جیا با سرعت خدرج شد
وی تهیون
جیا
با سرعت و خوش حالی وارد عمارت شدو دوید طبقه بالا و لباسای خودشو عوص کرده بودو ی دست لباسم دستش بود
دویید اشپز خونه و با ی عالمه خورا کی خارج شد امد خارج شه که ییچیزی یادش امد وسایل همونحا گزاشتو دویید طبقه بالا با لب تاب برگشت
با هزار بد بختی وسایلو برداشتو خارج شد
وی کوک
دیدگاه ها (۲)

ویو کوگ جیا بد از ۱۵ دقیقه با ی لباس نرم و ی عالم وسیله که ب...

ویو کوک درو باز کردم کدک: بیا تو تا ب قول خودت قندیل نبستی ...

ویو جیا گزاشتمش داخل کلبه بد از ۱۰ دقیقه چون کلبه کدچیک بود ...

ویو جیا از اینکه جونگ کوک اونطوری رفت خیلی ناراحت شدم جیا: ا...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط