امروز ،

امروز ،
باز ، 
پایم ،
به خاطراتم
گیر کرد ... !

و عکسی 
سیاه و سفید و 
ساده ،
که از صندوقچه دل ،
بیرون آمد و
آزردم باز ،
سوزاندم باز ...

اما ،
انگار ،
باز ، 
باید خودم را ،
به بی خیالی بزنم 
و چایی ام را
بنوشم ... !!!
دیدگاه ها (۷)

جایی میان قلب هستکه هرگز پر نمی‌شودیک فضای خالیو حتی در بهتر...

سر میکشم چای تلخ را !ریه هایم رادود سیگار می بلعد !غصه میخور...

Dont°t relay any one...because Satanwas oncean angel...Good ...

زیباست پیشنهاد می کنم با تامل بخوانیید:============آمدم مجلس...

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁶ : پارت ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط