گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبه

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟ 
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا ،مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم ، نه دزد دین. اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است😍

ولابوخدا😎

#کمپین-حال خوب🌷
دیدگاه ها (۱)

آدم مثل کتاب ميمونه هرچی آرومتر ورق بزنی ديرتر تموم ميشه ولی...

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را...

من کار را از همان جایی که دگران رهایش کرده اندآغاز کرده و دن...

من در زندگیم حتی یک روز هم کار نکرده امآنچه انجام داده ام، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط