این کریسمس متفاوته پارت 17
این کریسمس متفاوته پارت 17
اینها.جیمین میشه علت کار دیشبت رو بگی
جیمین دوباره بوسیدش
جیمین.منظورت این کاره
اینها.جیمین دیگه این کار رو نکن
و رفتم خوابیدم
ویو صبح
بیدار شدیم وسایلو جمع کردیم
سوجین.خب بچه ها یه زوج جدید داریم
اینها.کی
سوجین.منو سوهو(با خنده)
همه.مبارک
سوجین.اهم اهم از الان بگم من پیش سوهو میشینم
اینها.اوکیه پس مثل اتاق باشه
رزی.هی اینها رفیقای مارو داشته باش سوجین و یونا از سینگلی اومدن بیرون
اینها.خب رزی بیا من و تو باهم زوج شیم
رزی.موافقم
همه خندیدن
جیمین.خب اگه دوست دارید راه بیفتیم
خلاصه راه افتادن تا رسیدن
و نقشم اجرا کردن
ویو بعد گردش
سوجین و یونا و رزی باهم.اینها ما میریم داخل تو هم بیا
اینها.باشه
اینها ویو
رفتن داخل چراغا خاموش بود
که یهو روشن شد که جیمین جلوم زانو زد و گفت:لی اینها حاظری تا آخر عمرت با من باشی
اینها.نه
جیمین.چی
اینها.چون تو زندگی بعدی هم با توام
جیمین.اینها روبغل کردم و تو هوا چرخوندم
رزی.ای خدا اینها مگه قرار نبود ما با هم باشیم
جیمین.نچ نچ نمی زارم بدوزدیش
جیمین.کی موافقه فیلم ببینیم
همه.ماااا
جیمین.اینها برو تو اون اتاقه که درش مشکی هست یه فیلم انتخاب کن
اینها.باشه
رفتم که دیدم دو تا در مشکی هست
یکی رو باز کردم نه نه امکان نداشت اونا مافیا بودن پر از وسایل شکنجه
جیغ زدم همه اومدن بالا
اینها.شما مافیایین
جیمین.وایسا توضیح بدم
جین.اینها باید بهت یه چیزی بگم
اینها.فقط خفه شو
جین.من برادرتم
اینها.دروغ نگو
جین.دروغ نمی گم باور نمی کنی؟؟؟
بزار بهت بگم من وقتی بچه بودم اون دوتا منو گذاشتن پرورشگاه چون از من بدشون میومد
اینها.پس چرا فامیلی هامون شبیه هم نیست
جین.بعد از اینکه منو گذاشتن پرورشگاه
فامیلی شونو عوض کردن بیا اینم عکس بچگی
اینها.تو داداش منی
جین.آره
اینها.رفتم بغلش کردم
جین.حالا میشه مارو ببخشی
اینها.آره ولی یه سوال چرا به من نگفتی مافیایین
پسرا.سرشونو انداختن پایین
کوک.خب حالا آشتی
اینها.آره
جیمین.سرش پایینه
اینها.رفتم جیمینم بغل کردم
جیمین.منم می بخشی
اینها.آره
یونگی.…………
اینها.جیمین میشه علت کار دیشبت رو بگی
جیمین دوباره بوسیدش
جیمین.منظورت این کاره
اینها.جیمین دیگه این کار رو نکن
و رفتم خوابیدم
ویو صبح
بیدار شدیم وسایلو جمع کردیم
سوجین.خب بچه ها یه زوج جدید داریم
اینها.کی
سوجین.منو سوهو(با خنده)
همه.مبارک
سوجین.اهم اهم از الان بگم من پیش سوهو میشینم
اینها.اوکیه پس مثل اتاق باشه
رزی.هی اینها رفیقای مارو داشته باش سوجین و یونا از سینگلی اومدن بیرون
اینها.خب رزی بیا من و تو باهم زوج شیم
رزی.موافقم
همه خندیدن
جیمین.خب اگه دوست دارید راه بیفتیم
خلاصه راه افتادن تا رسیدن
و نقشم اجرا کردن
ویو بعد گردش
سوجین و یونا و رزی باهم.اینها ما میریم داخل تو هم بیا
اینها.باشه
اینها ویو
رفتن داخل چراغا خاموش بود
که یهو روشن شد که جیمین جلوم زانو زد و گفت:لی اینها حاظری تا آخر عمرت با من باشی
اینها.نه
جیمین.چی
اینها.چون تو زندگی بعدی هم با توام
جیمین.اینها روبغل کردم و تو هوا چرخوندم
رزی.ای خدا اینها مگه قرار نبود ما با هم باشیم
جیمین.نچ نچ نمی زارم بدوزدیش
جیمین.کی موافقه فیلم ببینیم
همه.ماااا
جیمین.اینها برو تو اون اتاقه که درش مشکی هست یه فیلم انتخاب کن
اینها.باشه
رفتم که دیدم دو تا در مشکی هست
یکی رو باز کردم نه نه امکان نداشت اونا مافیا بودن پر از وسایل شکنجه
جیغ زدم همه اومدن بالا
اینها.شما مافیایین
جیمین.وایسا توضیح بدم
جین.اینها باید بهت یه چیزی بگم
اینها.فقط خفه شو
جین.من برادرتم
اینها.دروغ نگو
جین.دروغ نمی گم باور نمی کنی؟؟؟
بزار بهت بگم من وقتی بچه بودم اون دوتا منو گذاشتن پرورشگاه چون از من بدشون میومد
اینها.پس چرا فامیلی هامون شبیه هم نیست
جین.بعد از اینکه منو گذاشتن پرورشگاه
فامیلی شونو عوض کردن بیا اینم عکس بچگی
اینها.تو داداش منی
جین.آره
اینها.رفتم بغلش کردم
جین.حالا میشه مارو ببخشی
اینها.آره ولی یه سوال چرا به من نگفتی مافیایین
پسرا.سرشونو انداختن پایین
کوک.خب حالا آشتی
اینها.آره
جیمین.سرش پایینه
اینها.رفتم جیمینم بغل کردم
جیمین.منم می بخشی
اینها.آره
یونگی.…………
- ۱۴۹
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط