برادر زاده چهار ساله م زنگ زده به مامانم میگه بیا خونه ما

برادر زاده چهار ساله م زنگ زده به مامانم میگه بیا خونه ما ، مامانم هم گفت: نه تو بیا خونه ما !!
اونوخت این عنتر برگشته میگه : نه من فعلن یه سری کار دارم سرم شلوغه تو بیکاری پاشو بیا !!!
میگن من تو چهار سالگی فقط بلد بودم بگم : بلیم دَدَ !! :|
دیدگاه ها (۶)

به سلامتی اون دختری که گفت: . . . . . . . . “ درسته ماشین ند...

دختره شبيه سينك ظرفشوييه پست گذاشته پيام نديد حالو حوصله جوا...

یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو ...

سر سفره شام به مامانم میگم نون نداریم؟ خیلی جدی گفت: به یه ت...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_67تو این یکماه سکینه خانوم د...

نام سناریو: از اجبار تا علاقهپارت: چهاریهو گوشیم زنگ خورد و ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

" مکالمه "لیا : الو کوک : سلام خوبی ؟لیا : آره مرسی تو خوبی ...

#اونـ_مالـ_منهـᏢᎪᏒᏆ 14کوک:گفتم نمیخورم ته:زود باش بیا صبحونه...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

#pain#P⁹⁴#Season²کلافگی نفسش رو بیرون میده. اون روز همراه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط