دگر از درد تنهایی

دگر از درد تنهایی،
به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم،
شربت دیدار می‌باید


ز جام عشق او مستم،
دگر پندم مده ناصح!
نصیحت گوش کردن را
دل هشیار می‌باید
دیدگاه ها (۱)

بهتر از این جمله پیدا نکردم براتون ارزو کنم🍃🌷هیچ راه نجاتی ب...

يك مترسك خريده ام،عطرِ هميشگى ات را به تـنَش زده امگوشه ى ات...

درد من این ست که دیگر پاییز هم ،درد مرا نمی بیند ...چرا بارا...

کاش پیش از آن که پای دیوانه ها به آغوش آسمان باز شود ماه از...

جانم همه لبریز شد از رفتن یاردل را به غمی گران  سپردم بسیارم...

جانم همه لبریز شد از رفتن یاردل را به غمی گران  سپردم بسیارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط