عاشقت نیستم 🥀

عاشقت نیستم 🥀
پارت 26

خدایی اگه تا اینجا خوندی من دیگه نگم صحنه داره بیشین کیفشو ببر😂


با هر ضربه اه و ناله هاش بیشتر میشد
حسابش از دستم در رفته که چقدر کام شده بودیم انقدر داخلش کام شدم که دیکه حتی جایی برای کیرم نبود هرجایی که لمس میکردم سرخ میشد حتی اون سینه هایی که ذره ای توجه بهشون نکرده بودم حالا دارن میترکن.
وقتی به سینه هاش لبهامو فشار میدادم سرخ سرخ میشد حتی گاهی با این حرکت کام شد اما من بیشتر از اون از این سینه ها میخواستم کامل میتونستم توی اونا خفه شم نمیدونم شاید بخاطر این بوده که حشری شده بودم ولی انقدر اون نیپله ها رو ساک زدم که دیگه حتی زبون خودمم حس نمیکردم....
قرار بود ادامه بدم هنوز خیلی کار های دیگه بود که میخواستم باهاش انجام بدم، به روی تخت خوابیدم و گذاشتمش رو کیرم نای سواری نداشت ولی تکون میخورد و سینه هاشو فشار میداد اون منظره به یادم میمونه بیشتر از قبل میخواستم بازم بخورمش ولی تا بلندش کردم از هوش رفت صورت نازش که بی هوش شده بود خیلی زیبا بود میخواستم بیدارش کنم تا بازم ادامه بدیم ولی معلوم بود خسته شده بود شاید اگه من اصلا بهش مشروب نمیدادم اون اصلا طرف من نمیومد اصلا بهش فکر نکرده بودم معلومه که نمیاد برای چی بیاد و خودش رو دو دستی تقدیم من کنه حتما بعد از اینکه منو دید سعی میکنه منو بکشه...
وقتی به دور و برم نگاه کردم دیدم که چه گندی زدیم به اتاق تازه داشت اون حس درد از پنجه های میدوریا به سراغم میومد هر دو خیلی کثیف شده بودیم بردمش حموم و شستمش هرچقدر که انگشتم رو وارد میدوریا میکردم تا کام هامو تمیز کنم ازبین نمیرفت خیلی زیاده روی کرده بودم گذاشتم یکمی توی وان بمونه تا من اتاق رو تمیز کنم با اینکه دیگه اون فضای درخشان توی اتاق وجود نداشت اما بوی میدوریا هنوزم عقل از سرم میپروند بوی بدنش بوی کامش حتی بوی عرقش هم برام دلپذیر بود
دیدگاه ها (۱)

این چپتر مخصوص احساسات شوتو

عاشقت نیستم 🥀پارت 24میدوریا: چته؟! چرا داری مثل سگا مظلوم نگ...

عاشقت نیستم 🥀پارت 7شوتو میدوریا رو روی تخت میندازه و لباس ها...

های گایزززززززززحالتون چطوره؟ امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط