"انتظار"

"انتظار"

انگار
سال‌ها طول کشید
که دسته‌ای بوسه
از دهانش بچینم
و در گلدانی به رنگ سپید
در قلبم بکارم.
اما انتظار
ارزشش را داشت
چون عاشق بودم.

ریچارد براتیگان | شاعر آمریکایی
دیدگاه ها (۱۱)

و نوبت خود را انتظار می‌کشیمبی‌هیچ خنده‌ئی‌... #احمد_شاملو

پرستویی که در سرْپناهِ ما آشیان کرده استبا آمدشدنی شتابناکخا...

و روزاز آخرین نفسِ شبِ پُر انتظارآغاز می‌شود. #احمد_شاملو

چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد و هیچ نیمه ای این نیمه را تمام ن...

آرزوی دیدارت را دارم... پارت 44["ویو سلین"]فقط دو آدم خسته.....

آرزوی دیدارت را دارم.. پارت 51["ویو سلین"]+"آره..."اشک روی گ...

when he betrayed you part 21ا/تدو هفته طول کشید تا خونه جمع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط