اصرار نکن... ما شدنِ ما شدنی نیست

اصرار نکن... ما شدنِ ما شدنی نیست
تردید نکن... این گره ها وا شدنی نیست
این مثنوی حسرت و بغض و غم و آهم
در دفتر اشعار دلت جا شدنی نیست
صد ابر اگر تا ابد الدّهر ببارند
این برکه ی قحطی زده دریا شدنی نیست
در فرش غزل نقش تو را بافته ام تا
این فاصله را پر کنم... اما شدنی نیست

کم وعده بده... موعد انگور گذشته است
این غوره ی هجر است که حلوا شدنی نیست

دلبسته ی مویی شده ام... سرنخ این عشق
در خرمن گیسوی تو پیدا شدنی نیست

من دور تو می گردم و می گردم و این دور
هر چند محال است... ولی ناشدنی نیست......
دیدگاه ها (۲)

وقت آن شد که دلم را بِگُذارم برومبا تو او را تک و تنها بگذار...

اینکه غم دنیا به دلم هست مهم نیستدنیا شده یک کوچه بن بست مهم...

کپی کنید بدووویییدددد .لایک نمیخام فقط کپی ...بمیرم واسه خد...

بنشین برایت حرف دارم در دلم غوغاستوقتی که شاعر حرف دارد آخر ...

پات³⁸(ا/ت)همونجوری توی سکوت نشسته بودم جرعت اینکه حرفی بزنم ...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۱۰۸(ویو نیلسو )به لنا رفتمو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط