یه آرمی که به رستوران Chompi Kr رفته بوده و با برادر یونگ
یه آرمی که به رستوران Chompi Kr رفته بوده و با برادر یونگی همصحبت شده بوده اومده تعریف کرده.
💜: اون گفت رستوران تقریباً خالی بود و انتظار نداشت که گئونجه خودش برای بستهبندی سفارش پایین بیاد. وقتی فهمید اوم برادر بزرگتر یونگیعه، از شدت هیجان جلوی صندوق روی زمین نشست و گریه کرد.
گئونجه با مهربانی دو بار روی شانهاش زد و گفت ( گریه نکن) بعد هم با لبخند گفت ( ممنون که اینقدر برادر کوچیکمو دوست داری ) بعد یکمی صحبت کردن.
گئونجه گفته که یونگی در سلامت کامله و همراه اعضا برای کامبک و تور جهانی آماده میشه.
آرمی گفته که نمیخواست فقط درباره یونگی سؤال بپرسه، چون احساس میکرد خود گئونجه هم شایسته تحسینه. از مهربانی و شخصیت گرمش تعریف کرد و برای موفقیت رستورانش آرزوی موفقیت کرد و بعدش درخواست عکس هم کرد، اما گئونجه مودبانه رد کرد.
در آخر هم برادر یونگی آرزو کرده که بیتیاس همیشه در کنار هم شاد باشن و موفق.
💜: اون گفت رستوران تقریباً خالی بود و انتظار نداشت که گئونجه خودش برای بستهبندی سفارش پایین بیاد. وقتی فهمید اوم برادر بزرگتر یونگیعه، از شدت هیجان جلوی صندوق روی زمین نشست و گریه کرد.
گئونجه با مهربانی دو بار روی شانهاش زد و گفت ( گریه نکن) بعد هم با لبخند گفت ( ممنون که اینقدر برادر کوچیکمو دوست داری ) بعد یکمی صحبت کردن.
گئونجه گفته که یونگی در سلامت کامله و همراه اعضا برای کامبک و تور جهانی آماده میشه.
آرمی گفته که نمیخواست فقط درباره یونگی سؤال بپرسه، چون احساس میکرد خود گئونجه هم شایسته تحسینه. از مهربانی و شخصیت گرمش تعریف کرد و برای موفقیت رستورانش آرزوی موفقیت کرد و بعدش درخواست عکس هم کرد، اما گئونجه مودبانه رد کرد.
در آخر هم برادر یونگی آرزو کرده که بیتیاس همیشه در کنار هم شاد باشن و موفق.
- ۸۶
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط