این که پایَت مانده بودم، کار دستم داده بود
این که پایَت مانده بودم، کار دستم داده بود
اتفاقی که نفهمیدم چرا افتاده بود؟!
سخت دل بستم به تو، "لیلای فرهادم!"، دلت
بیستون میشد اگر که کوه کندن ساده بود
مرزِ آغوش تو کاری با دلِ سرباز کرد
که برای فتح جنگِ "تن به تن" آماده بود
چشم من با دیدنِ چشمان تو، گمراه شد
مادرم ای کاش که فرزندِ کوری زاده بود
راهمان از هم جدا شد، قسمت هم میشدیم
کوچه ای بن بست اگر در انتهای جاده بود
اتفاقی که نفهمیدم چرا افتاده بود؟!
سخت دل بستم به تو، "لیلای فرهادم!"، دلت
بیستون میشد اگر که کوه کندن ساده بود
مرزِ آغوش تو کاری با دلِ سرباز کرد
که برای فتح جنگِ "تن به تن" آماده بود
چشم من با دیدنِ چشمان تو، گمراه شد
مادرم ای کاش که فرزندِ کوری زاده بود
راهمان از هم جدا شد، قسمت هم میشدیم
کوچه ای بن بست اگر در انتهای جاده بود
- ۴۲۱
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط